یه همکار مسن دارم که خیلی دوسم داره و حتی میخواست واسه پسرش منو خواستگاری کنه و اینا .
از دیروز که اومدم سرکار هربار منو دیده تولدم و تبریک گفته ! :)
امروز ازم پرسید همکارات هیچ کار نکردن واست ؟!
گفتم نه !
گفت چرا آخه !؟؟
گفتم رییسمون خوشش نمیاد .
گفت ینی که چی !؟ تو اینهمه واسه تولد خودش خوشحالش کردی !
گفتم اوووو ! من اگر بخوام اینجوری نگاه کنم که به کی محبت کردم و اون واسم چیکار کرده که دیگه نمیتونم زندگی کنم ! :))
یهو با تعجب نگام کرد و گفت عجب روح لطیفی داری تو دختر !!!!
خندیدم و گفتم واقعیته دیگه ...
توی آسانسور که داشتم میومدم بالا ، توی آینه خودم و نگاه کردم و توی دلم گفتم " یکم انگار بزرگ شدیا بچه سه ساله :*) "
...ما را در سایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 103